معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
353
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
رحم آر برين جان كه طپانست درين دام * نشنيد مگر گوش تو آواز طپيدن چشم است ترا در دل و آن چشم به درد است * پس چيست غم تو بجز از چشم خليدن چون مىخلد آن چشم بجو دارو و درمان * تا باز رهى از خلش و آب دويدن داروى دل و ديده نبود است و نباشد * اى يوسف خوبان بجز از روى تو ديدن قال اللّه سبحانه و تعالى « وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ » و آن هنگام كه برسيد يوسف بروز جوانى و قوّت و خرد « 1 » ، و آن بيست سالست بقول ضحّاك و سى و سه سالست ، بقول مجاهد ، و بعضى گفتهاند اشدّ را بدايتى است ، و نهايتى ، بدايت وى حد بلوغ است ، و نهايت چهل سال ، و بقولى بدايت هيجده سالست ، و بروايتى بيست و يك سال . و نهايت شصت سال « آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً » داديم مر او را نبوت و دانش در دين « وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ » و همچنين معامله كنيم با نيكوكاران . قوله تعالى « وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ « 2 » - اذا انتهى منتهاه فى شبابه و قوّته » . و ابن جريح از مجاهد و مجاهد از ابن عباس روايت مىكند كه فرمود آن وقت عبارتست از وقت سى و سه سالگى ، و امام مىفرمايد كه اين روايت مطابق است مر قوانين طبيعة را و تحقيق آن در تفسير كبير مذكور است يعنى چون يوسف بكمال عقل و وفور فهم و ادراك رسيد « آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً » و علما را در حكم و علم اقوالست . [ بيان حكمت عملى و نظرى و معانى عرفانى آن ] بعضى گويند حكم ، حكمت « 3 » عمليست و مراد از علم حكمت نظريه و تقديم
--> ( 1 ) - الف : خود . ( 2 ) - الف - ح : يقال بلغ فلان . ( 3 ) - الف : عبارتست از بازداشتن نفس از مهويات و مشتهيات آن و اينجا مراد از حكم حكمت عمليه است و مراد از علم حكمت نظريه .